ابوالفضلابوالفضل، تا این لحظه: 15 سال و 2 ماه و 20 روز سن داره

پسمل مامانی و بابایی

شاکر...

ن می دونم که کی این دل نوشته های مادرت و می خونی، ولی می خوام اینو بدونی که دوست دارم روی لوح سفید وجودت که در دست ما به امانت داده شده، زیباترین ترسیمها رو داشته باشیم، حالا که خدا این مسئولیت و به من و بابات داده امیدوارم که شایستگیه این کار و داشته باشیم، عزیزم دوست دارم توی زندگی بهترین و موفق ترین باشی، و خدا رو هیچ وقت فراموش نکنی و شاکر باشی، دوست دارم اون روزی و ببینم که نماز می خونی و با تمام اخلاص با خدای خودت راز و نیاز می کنی... ...
9 شهريور 1390

ابوالفضل در بیمارستان...

ساعت 2 بود که همه اومدن دیدنت، این عکسها رو هم حدودا4 ساعت بعد از تولدت انداختیم... اینجا مامان خیلی درد داشتا، یادت باشه... ...
6 شهريور 1390

چشمان آینه ای...

عاشق وقتی هستم که بهت شیر میدم، با اون چشمهای میشی رنگت، من و پیدا میکنی، بهم زل می زنی، و من میتونم خودم و در چشمهای آینه ایت ببینم... دوست دارم... ...
6 شهريور 1390